نورسیده های جذاب؛ 10 سریال جدید و دیدنی که باید حتماً دید

به گزارش وبلاگ پرنده پارسی، وبسایت روزیاتو - حسین علی پناهی: سال 2018 سال پیروز دیگری برای تلویزیون بود که البته کمیت تولیدات بر کیفیت آن ها می چربید. اگر چه در سال اخیر میلادی سریال های تلویزیونی جدید زیادی منتشر شد اما نتوانست به کیفیت سریال های سال 2017 برسید، سالی که با انتشار سریال های قوی و باکیفیتی مانند بازمانده ها (The Leftovers)، توین پیکس: بازگشت (Twin Peaks: The Return) و بازی تاج و تخت (Game of Thrones) همراه بود.

نورسیده های جذاب؛ 10 سریال جدید و دیدنی که باید حتماً دید

اگر چه تعداد دقیق سریال های جدید منتشر شده در سال 2018 معین نشده اما بعضی تعداد آن ها را بیش از 520 عنوان نموده اند که افزایش قابل توجهی نسبت به 487 عنوان سال 2017 داشته است. نتفلیکس همچنان به فراوری آثار اورجینال با سرعت و قدرتی باور نکردنی ادامه می دهد و دیگر سرویس ها و شبکه های تلویزیونی نیز نهایت کوشش خود را داشته اند که در این عرصه عقب نیفتند. بدین ترتیب، این رقابت شدید باعث معرفی شدن سریال های جدیدی در سال 2018 شد که در ادامه قصد داریم بهترین آن ها را به شما معرفی کنیم. گفتنی است که منظور تنها سریال هایی است که برای اولین بار در سال 2018 منتشر شده اند.

10- بادیگارد

برای 5 هفته متوالی در فصل تابستان و در حالی که دو اپیزود اول سریال در دو شب متوالی پخش شد، همه مردم بریتانیا در خصوص سریال بادیگارد (Bodyguard) حرف می زدند. این سریال به چنان تعدادی از بیننده دست یافت که باور کردنی نبود، استقبالی که تنها برای یک سریال ریالیتی شو متصور می شد. ریچارد مدن، پادشاه سابق شمال وستروس، نقش یک افسر پلیس به نام دیود باد را بازی می نماید که به عنوان بادیگارد وزیر داخلی بریتانیا، جولیا مونتاگ، با بازی کیلی هاوز انتخاب می شود که دیگر رقبای سیاسی دل خوشی از او ندارند.

این سریال جدید 2018 تئورهای توطئه پیچیده ای را در هم ترکیب می نماید که باعث می شود همه به دنبال کشف واقعیت ماجرا و اتفاقاتی که در قسمت بعدی رخ می دهد باشند. بدین ترتیب سریال جدید بادیگارد به نوعی کشش و جذابیت دست یافت که در سریال های تلویزیونی اخیر بریتانیا به ندرت دیده شده است. تنها تغییرات داستانی و اتفاقات پیش بینی نشده نیست که باعث محبوبیت و پیروزیت این سریال شد، بلکه یک داستان معتبر و قوی سیاسی نیز در داستان سریال وجود داشت که با آنالیز اختلال روانی استرس پس از حادثه (PTSD) برای سربازانی که از جنگ باز می گردند ترکیب شده بود.

بهتر از همه این عناصر اما، بازی های زیبای مدن و هاوز است که دومی به خوبی توانسته نقش یک سیاستمدار با دیدگاه اخلاقی مبهم را به تصویر بکشد در حالی که اولی درخششی خیره نماینده تر داشته و توانسته خشم و درد شدیدی را به خوبی در پشت ظاهر قوی و خشکش پنهان سازد. این سریال در نهایت داستان را به خوبی به اتمام نمی رساند و بخش هایی از این سرانجام بندی غیرمنطقی و فانتزی به نظر می رسند اما سریال جدید بادیگارد بهر ترتیب در جلب مخاطب داخل و خارج از بریتانیا بسیار پیروز عمل کرد و زمزمه هایی از ادامه آن که در ابتدا قرار بود تنها یک مینی سریال باشد به گوش می رسد هر چند نمی توان این موضوع را تایید کرد.

9- میراث

یکی دیگر از سریال های جدیدی که در تابستان 2018 منتشر شده و پرطرفدار شد سریال میراث (Succession) بود. این درام خانوادگی در خصوص یک اولیگارش رسانه ای و خانواده اوست که این کسب و کار را به ارث می برند. سریال میراث خیلی بی سروصدا کار خود را شروع کرد و چندین اپیزود اول کمی بیش از حد در حال تقلا برای جذب مخاطب به نظر می رسیدند. شخصیت های اصلی خیلی منفور به نظر می رسیدند و به خوبی می شد شباهت شخصیت ها با خانواده مورداک را دید. اما بعد از پخش چند اپیزود ناگهان آن چیزی که همه انتظار داشتند رخ داد و با ورود شخصیت های بیشتر به داستان در ادامه سریال، داستان های ترکیبی بیشتری مطرح شده و صرفاً به یک شخصیت یا خانواده اکتفا نشد.

بدین ترتیب داستان سریال جدید میراث جذابیت خاصی پیدا کرد و توانست آن چیزی که سازندگان به دنبال آن بودند را به نمایش بگذارد. این سریال در زمینه کمدی بسیار پیروز تر از عناصر درام خود عمل نموده است. این سریال تاریک، هجو آمیز و انتقادی است و به شیوه ای زیبا قدرت رسانه ای و تاثیر آن بر افکار عمومی و همچنین کشمکش بین رسانه ها را به تصویر می کشد.

8- دودمان ها

دیوید آتنبرو می تواند در خصوص هر چیزی حرف بزند و آن را به یک داستان جذاب و شنیدنی تبدیل کند. از این رو وقتی که خود با موضوعات داستان (مانند همواره) در تماس و ارتباط باشد نتیجه کار بسیار خارق العاده خواهد بود. این همان اتفاقی است که در خصوص سریال مستند دودمان ها (Dynasties) رخ داد، یکی از پروژه های مستند بزرگ دیگر آتنبرو که در سال 2018 منتشر شد.

اگر چه این سریال جدید آن عظمت و شکوه دیگر سریال مستند اخیر آتنبرو با عنوان سیاره آبی 2 (Blue Planet II) را نداشت اما بار دیگری نگاهی زیبا به موجوداتی بود که در کره زمین سکونت دارند، با دسترسی فوق العاده و بی سابقه به بعضی از جذاب ترین موجودات کره زمین. داستان پردازی و تصاویر خیره نماینده این سریال مستند، تماشاگران را به وجد آورد. ترکیب سبک روایی دوست داشتنی آتنبرو با تکنولوژی تصویربرداری هنری و پرداختی عمیق از زندگی و اکوسیستم این جانوران به یک شاهکار دیگر از این مستندساز و فعال محیط زیست افسانه ای منتهی شده است که باید حتما دید

7- ارواح هیل هاوس

پرداختن به یک داستان ترسناک کلاسیک کار ساده ای نیست، به خصوص زمانی که بن مایه داستان کتابی به ارزش و اعتبار ارواح هیل هاوس (The Haunting of Hill House) باشد که از قبل دو نسخه سینمایی از روی آن ساخته شده بود. مایک فلاناگان به عنوان یکی از بهترین فیلم سازان ژانر وحشت در دوران امروزی، از نهایت استعداد خود برای ساخت سریالی استفاده کرد که بیشتر یک تصور جدید از داستان کتاب جکسون است تا یک اقتباس واقعی. او به خوبی توانسته حس ترس و وحشت محض که در صفحات کتاب شرلی جکسون موج می زند را به تصویر بکشد.

در ابتدا کمی ضعف ها و زیاده روی ها در استفاده از موسیقی و صحنه های ترسناک وجود داشت و سیر روایی داستان نیز کند پیش می رفت اما زمانی که همه چیز هماهنگی شد شاهد داستانی ترسناک و در عین حال بسیار جذاب بودیم. چیزی که باعث جذابیت سریال جدید ارواح هیل هاوس شد تنها وحشت موجود در داستان آن بود. این سریال در استفاده موثر و بجا از عناصر مختلف وحشت مانند جامپ اسکیرها در اواخر سریال و همچنین صحنه هایی که شما را روی صندلی تان نیم خیز نگه می دارد نهایت هوشمندی را به کار گرفته است.

این سریال یک شاهکار تکنیکی نیز هست به خصوص اپیزود ششم که بسیار زیبا و هنرمندانه ساخته شده است. به هر ترتیب اگر چه ارواح هیل هاوس یک داستان قوی و جذاب ترسناک مربوط به ارواح است اما به عنوان یک درام خانوادگی نیز جذابیت های خاص خود را دارد. با عقب و جلو رفتن در دو دوره زمانی و به تصویر کشیدن بی نقص خانواده کرین در هر دو دوره زمانی، روابط آن ها با یکدیگر و همچنین خانه هیل هاوس، تصویری هیجان انگیز، شوکه نماینده و تاثیرگذار از یک داستان ارواح ارائه می شود.

6- ماجراجویی های ترسناک سابرینا

این که این سریال جدید را بازسازی سریال دهه 90 با عنوان سابرینا جادوگر نوجوان (Sabrina the Teenage Witch) بدانیم یک قیاس نادرست و غیرمنصفانه است اما سریال ماجراجویی های ترسناک سابرینا (Chilling Adventures of Sabrina) هنوز هم داستان زندگی سابرینا اسپلمن 16 ساله، عمه هایش هیلدا و زلدا، نامزدش هاروی کینکل و گربه اش سالم است. این سریال داستان ترسناک و تاریک به بلوغ رسیده ای است که روی سابرینا و معامله و قراردادی که با شیطان نمی بندد تمرکز دارد.

تماشای این سریال بیش از هر چیز ما را به یاد فصل اول سریال بافی قاتل خون آشام (Buffy the Vampire Slayer) می اندازد اما ترکیبی از داستان این سریال و جادوگر نوجوان است در دو جهانی متفاوت و دختری که سخت کوشش می نماید در هر دو جهان جا بیفتد. پیغام هایی جدی و مرتبط با جامعه و جهانی امروزی در سریال وجود دارد اما همزمان یک داستان جذاب و سرگرم نماینده، با برداشت های خیره نماینده را شاهد هستیم که از داستانی بسیار تاریک و بازیگرانی بااستعداد سود می برد. اگر چه بازی کیرنان شیپکا بی نقص جلوه می نماید اما این تیم سه نفره لوسی دیویس، میراندا اوتو و میشل گومز است که بیشترین تاثیر را در پیروزیت داستان سریال دارند.

5- بازگشت به خانه

با بازی جولیا رابرتز در اولین نقش تلویزیونی خود در سرویس آمازون در سریالی بازی نموده که سام اسماعیل، خالق سریال محبوب و پیروز آقای ربات (Mr Robot) کارگردانی آن را بر عهده دارد. بدین ترتیب انتظارها از سریال بازگشت به خانه (Homecoming) بسیار بالا بود و به نظر می رسد که اسماعیل و رابرتز به خوبی توانسته اند این انتظارات را برآورده نمایند. ستاره سریال بدون شک رابرتز است و او توانسته در این نقش عمیق و پرجزییات یکی از بهترین بازی های خود در سال های اخیر را به نمایش بگذارد و در این میان از یاری بازیگرانی مانند استفن جیمز، شی ویگام و بابی کاناویل استفاده نموده است.

در این میان، کاناویل بار دیگر ثابت نموده که استعداد بازیگری وی آن طور که شایسته بوده مورد توجه قرار نگرفته است. به این نقاط قوت، استعداد کارگردانی سام اسماعیل را نیز اضافه کنید. او سریال بازگشت به خانه را مانند یک تریلر توطئه آمیز دهه 70ی کارگردانی نموده است و این همان رازی است که در مرکز داستان قرار گرفته است. همین معمای داستانی باعث می شود که در طول تمام 10 اپیزود سریال در حال حدس و گمان باشید و داستان را دنبال کنید. همچنین اسماعیل از همان سبک کارگردانی و داستان پردازی سریال آقای ربات استفاده نموده و تصویرسازی های خیره نماینده ای از خود ارائه نموده است. اگر چه طول هر اپیزود از این سریال تنها 30 دقیقه است اما اسماعیل همچنان توانسته در این مدت کوتاه داستانی قوی، محکم و منسجم از خود ارائه دهد.

4- بَری

در نهایت محملی برای نشان دادن تمامی استعدادهای بیل هیدر ساخته شد و اینجا منظور تنها قابلیت ها و احساسات عمیق کمدی او نیست. هیدر در سریال بَری (Barry) نقش شخصیت اصلی داستان را بازی می نماید، یک قاتل اهل غرب که برای انجام یک ماموریت به لس آنجلس می آید و در میان یک گروه نمایش، دوستی و نزدیکی واقعی و عمیقی که احتیاج داشته را پیدا می نماید. این سریال که توسط هیدر همراه با الک برگ (ساینفلد و سیلیکون ولی) ساخته شده در تبدیل شدن به یکی از جذاب ترین سریال های سال پیروز بوده و این موضوع را مرهون ترکیب استعدادهای متفاوت در یک قالب بوده است.

در لحظاتی، با یک داستان سیاه کمدی روبرو هستیم به خصوص زمانی پای شغل بری به میان می آید و بعد از آن با داستان هایی کمیک در میان گروه نمایش روبرو می شویم. اما بهترین بخش سریال زمانی است که این دو خصیصه با هم ترکیب می شوند. تصادف این دو جهانی متفاوت با هم نه تنها باعث خنده می شود بلکه دقیقاً همان نقطه ای است که حس تراژیک دارد و البته همان جایی که هیدر قوی ترین و جذاب ترین نقش آفرینی خود را ارائه می دهد.

3- کشتن ایو

فوب والر بریجی با سریال کشتن ایو (Killing Eve) یک بار دیگر ثابت کرد که از سریال سازان بااستعداد و پیروز عصر معاصر است. اگر چه وی خود در این سریال بازی نمی نماید اما بیش از هر کس دیگری در ساخت این سریال نقش داشته است. والر بریج خود نویسندگی 4 اپیزود مهم سریال از جمله اپیزود آزمایشی و اپیزود سرانجامی را بر عهده داشته و می توان ردپای قوی او را در تمامی 8 اپیزود سریال دید. کشتن ایو یک مدخل قوی به درون ژانر جاسوسی است که ساندرا اُ در مقام یک مامور ام آی فایو را در مقابل جودی کامر در نقش یک قاتل باهوش و خبره قرار می دهد.

هر آنچه که به دنبال ماجرا می آید یک بازی موش و گربه هیجان انگیز و خطرناک است که هر بار صندلی دو شخصیت اصلی را تغییر داده و هر یک با بدست آوردن دانشی بیشتر در خصوص طرف مقابل سعی می نمایند دست بالا را داشت باشند. در سریال کشتن ایو یک حس شوخ طبعی و کمیک خاص و طعنه آمیز وجود دارد که جذابیت آن با تعلیق داستان ترکیبی دوست داشتنی را ایجاد می نماید. در اینجا خبری از قهرمانان واقعی و مطلق نیست اما با ضد قهرمانان کلیشه ای نیز روبرو نخواهیم بود و بدین ترتیب به یکی از بهترین سریال های جدید سال 2018 می رسیم که تماشای آن را شدیداً به شما توصیه می کنیم.

2- روانی

سرویس نتفلیکس تا پیش از انتشار سریال روانی (Maniac) اطلاعات زیادی در خصوص آن فاش نکرد و همین موضوع باعث شد که هواداران این سرویس و سریال های آن هیچ تصوری از سریالی که قرار بود پخش شود نداشته باشند. البته حتی اگر سرنخ هایی نیز داده می شد نیز کسی نمی توانست از واقعیت داستان و انتهای آن سر دربیاورد. این سریال داستان دو شخصیت را روایت می نماید که هر کدام با یک مشکل روانی متفاوت روبرو شده است: اما استون با اختلال شخصیت مرزی روبرو شده و جونا هیل نیز از اسکیزوفرنی رنج می برد. این دو در یک روش درمانی جدید که توسط دکتر مانتلری (جاستین ثرو) ارائه شده شرکت می نمایند تا از این مسائل روانی خود به طور کامل خلاص شوند.

کری فوکوناگا به عنوان کارگردان، تمامی زیبایی های تصویری که به او یاری کرد از سریال کارآگاه حقیقی (True Detective) یک سریال پیروز بسازد را در این سریال نیز وارد نموده است و بدین ترتیب یک سفر تصویری با واقعیتی متفاوت را رقم می زند که با جهانی هر کدام از مخاطبین فاصله دارد. او و پاتریک سامروایل (نویسنده سریال) مخاطب را به یک سفر روان درمانی می برند و در ادامه با داستانی روبرو می شویم که در خصوص ارتباطات اجتماعی و انسانی است که همه ما هر روزه با آن ها سروکار داریم. تمامی بازیگران سریال فوق العاده نقش آفرینی می نمایند اما این اما استون است که سریال را در قبضه می گیرد و بازی از خود ارائه می دهد که در عین مسحور نماینده بودن بسیار پیچیده است. همانطور که از این داستان انتظار می رود، روانی گاهی اوقات عجیب و غریب می شود اما مرکزیت انسانی داستان است که باعث جذابیت و راضی نماینده بودن آن می شود.

1- اشیاء تیز

سریال اشیاء تیز (Sharp Objects) که در اواسط تابستا سال جاری منتشر شد یک سریال تکان دهنده و پر از تعلیق بود که از همان ابتدا برای بد کردن حال مخاطبان ساخته شده بود. در این سریال که ایمی آدامز نقش اصلی آن را بازی می نماید، تیمی قدرتمند و بااستعداد از تمام خلاقیت خود برای روایت یک داستان گوتیک که آرام آرام شما را می سوزاند استفاده می نمایند. داستان سریال طوری روایت می شود که اگر چه تمام حس های دیگر از شما می خواهند که چیزی غیر از صفحه تلویزیون را نگاه کنید اما چشم های شما به تلویزیون دوخته می ماند.

این سریال با توجه به کارگردانی قوی و بازهای خیره نماینده بازیگران توجه شما را به ترکیب یک داستان قتل رازآلود و یک درام خانوادگی در شهری کوچک جلب نموده و آنچنان شما را درگیر خود نگه می دارد که در نهایت جیغتان را دربیاورد. اشیاء تیز تنها یکی از بهترین سریال های جدید سال 2018 نیست، بلکه می توان آن را یکی از بهترین سریال های سال و شاید یک دهه اخیر دانست.

منبع: برترین ها

به "نورسیده های جذاب؛ 10 سریال جدید و دیدنی که باید حتماً دید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نورسیده های جذاب؛ 10 سریال جدید و دیدنی که باید حتماً دید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید